عبد الرحمن جامي
مقدمة ويليام چيتيك 77
نقد النصوص في شرح نقش الفصوص
فارسى « 1 » پيروى شده است ، و در همه جا نهايت كوشش به كار رفته است تا رسم الخط يك نواخت باشد . اما از آن جا كه فارسى نقد النصوص با عربى درهم آميخته است ، گاهى در مواردى كه مطابق قواعد دفتر مزبور رسم الخط فارسى كلمه اى بر رسم الخط عربى آن ترجيح داده شده ، ولى استعمال رسم الخط عربى غلط محسوب نشده است ، براى حفظ تناسب و هماهنگى ميان املاى فارسى و عربى از رسم الخط عربى پيروى شده است . مثلا از رسم الخطى كه در فقرهء 20 دفتر مزبور توصيه شده پيروى نشده است ، و بنا بر اين همزه اى كه در آخر برخى از كلمات عربى بعد از ألف مىآيد حفظ شده است ( مانند عطاء ، فناء ، بقاء ) . اما رسم الخط شش نسخهء مذكور - كه تاريخ كتابت پنج نسخه از آنها معلوم است و هر پنج در فاصلهء زمانى نسبة كم ، يعنى 15 سال ، نوشته شده است - همه جا نزديك به هم است . نكتهء قابل توجه اين است كه اين نسخ در دوره اى نوشته شده است كه رسم الخط فارسى در حال تحول و دگرگونى بوده و كم كم به صورت كنونى خود در مىآمده است . به اين دليل در بيشتر نسخ گاهى در يك مورد از يك قاعده به خصوص پيروى نشده است ، بلكه دو شكل متفاوت بدون دليل مشخص به كار رفته است ( ر ك به نمونه هاى ذيل ) . اينك پاره اى از خصائص مهم رسم الخطى را با شرحى دربارهء استفاده از آن در هر كدام از نسخه ها مىنويسيم : 1 . پ فارسى به صورت ب نوشته مىشود . در J و S و A و D معمولا چنين است ولى گاهى به صورت پ نوشته مىشود . در H و P به صورت پ است . 2 . چ فارسى به صورت ج نوشته مىشود : در كليهء نسخ به استثناى P 3 . گ فارسى به صورت ك نوشته مىشود : در كليهء نسخ . 4 . كه و چه در موقع اتصال به صورت ك و چ نوشته مىشود ( مانند آنك ، آنچ و غيره ) : در D و P و A گاهى اين قاعده رعايت مىشود و در J و H و S به همان صورت كه و چه است . 5 . ألف كلمهء « است » گاهى حذف مىشود ، چه بعد از حرف مصوت و چه
--> « 1 » . تهيه شده توسط دانشكدهء أدبيات و علوم انسانى دانشگاه تهران ، 1351 ش .